🌞
🌞
۰:۱۹توی جلسه رواندرمانی بودیم وسط گریه هاش یهو ساکت شد گفت: مریم ببخشید حال تو رو دارم بد میکنم همش دارم با حرفام بهت انرژی منفی میدم قلبم يهو پر از غم شد نه از حرفایی که تا اون لحظه زده بود از اینکه حتی حق خودش نمی دید توی جلسه رواندرمانی از تاریکی هاش بگه و یکی با تمام قلبش بهش گوش بده خواستم بهت بگم هنوز هستن کسایی که وقتی از تاریکی هات میگی نور پشت این تاریکی رو میبینن شاید خودت یکی از اون آدما باشی شاید کسی رو توی زندگیت داری که میتونه اینطوری بهت نگاه کنه در هر صورت ما حق داریم حداقل یه جا توی این زندگی شنیده بشیم درست وقتی تاریک تاریکیم✨🍃